سيسيل جان ادموندز / بارون دوبد / ولادمير مينورسكى ( مترجم : اسكندر بهاروند و ليلى بختيارى )
36
دو سفرنامه درباره لرستان ( ورساله لرستان ولرها " مينورسكى " ) ( فارسى )
يعنى زمانيكه نادر حدود ايران را مجددا به مرزهاى قبلى رساند متعلق به تركهاى عثمانى بود ( هانوى جلد دوم 247 و 347 ، همر جلد چهارم ص 235 و 317 ) . در زمان نادر شاه يكى از سران تركمن بنام بابا خان كپشلو ( كووشلو ) به سمت بيگلربيكى لرستان فيلى انتخاب شد و از طرفى عليمردان خان 70 ( والى لرستان ) فيلى جهت مذاكرات سياسى بين دولت ايران و عثمانى عازم قسطنطنيه 71 شد . در سال 1732 سپاه نادر جهت دفع محمد خان بلوچ ( كه دعوى حكمرانى شيراز را ميكرد ) از كهكيلويه عبور نموده و محمد خان را شكست داد . در اين مبارزه طوايف افشار ( مقيم كهكيلويه ؟ ) با نادر كه وى را از خودشان ميدانستند همكارى كردند در عين حال عليمراد مميوند با عدهاى ديگر از بختياريها سر بشورش برداشتند . نادر چندين بار جهت سركوبى عليمراد مميوند ( چهارلنگ ) و ساير شورشيان بختيارى قشون فرستاد . در سال 1732 ميلادى براى اولين مرتبه بابا خان كپشلو جهت مبارزه با عليمراد مميوند فرستاده شد . در سال 1149 ( 1735 ميلادى ) نادر شخصا در رأس سپاهى از طرف جاپلاق بربرود عازم جنگ با وى شد و بختيارى چندين مرتبه محاصره گرديد ولى در اين قشونكشىها محكمترين ضربه به منطقه جنوب اشترانكوه وارد گرديد كه در نتيجه عليمراد دستگير و اعدام و بختياريها متلاشى شده و به طرف جام ولنگر ( واقع در خراسان ) تبعيد شدند . كمى بعد هنگام محاصره هرات دستهاى از بختياريها نهايت رشادت را بخرج دادند ( ر ك : تاريخ جهانگشاى نادرى ص 116 و 134 - تاريخ احوال ص 231 و 253 و جلد دوم كتاب ملكم ص 21 ) . پس از قتل نادر ، بختياريهاى تبعيدى مجددا بمنطقه خود بازگشتند ( ر ك : تاريخ بعد از نادر بقلم مان ص 26 ) . پس از انقراض سلسله افشاريه ، عليمردانخان بختيارى ( با عليمردانخان والى لرستان فيلى اشتباه نشود ) بفعاليت پرداخت و در سال 1163 ( 1750 ميلادى ) باتفاق كريم خان زند ، يكى از بازماندگان صفوى را كه على داود نام داشت باسم شاه اسمعيل سوم در اصفهان به تخت نشاندند . ولى بعدا بين كريم خان و عليمردانخان بختيارى اختلاف بوجود آمد ،